ستاره شناس آماتور
رياضي دان آماتور
عكاس آماتور
بازارياب آماتور
برنامه نويس آماتور
فوتبال آماتور
داور آماتور
راديو آماتوري
بازيگر آماتور
گوينده آماتور
صدا پيشه آماتور
فقط كافي است تا كلمه آماتور را در بخش سرچ يك سايت مانند گوگل تايپ كنيد تا مانند من به كلماتي چون كلمات بالا برخورد كنيد با تايپ اين كلمه به فارسي در گوگل چيزي حدود ۳۶۷۰۰ صفحه كه در آنها اين عبارت وجود داشت يافت شد اما
آماتور برخلاف آن چه در نگاه اول به نظر مي رسد، به معني تازه كار نيست؛ به معني ذوقي كار است. آماتورها كاري را مي كنند كه به رشته تحصيلي و يا منبع كسب درآمد شان ربطي ندارد. موضوع تجربه، تمرين و يا دانايي در ميان نيست، بلكه تنها موضوع مهم، علاقه است. يك آماتور (حالا مي خواهد منجم آماتور باشد يا گوينده آماتور و ...) بي آن كه رشته اي كار اصلي او باشد، بدون در نظر گرفتن اهداف مادي و تنها از روي عشق و علاقه به دنبال كاري مي رود. فرد آماتور برخلاف افراد حرفه اي، از جاي ديگري امرار معاش مي كند تا بتواند هزينه هاي فعاليت مورد علاقه خود را بپردازد.
در ابتداي قرن 21 كمتر امكان دارد افرادي كه در رشته اي خاص تحصيلات آكادميك ندارند، بتوانند براساس مطالعات شخصي و فقط از روي علاقه مندي دست به كشف نكات جديد بزنند، اما مثلا در رشته نجوم اين گونه نيست و شايد يكي از جذابيت هاي اصلي اين رشته هم همين باشد.
حتي كشف هم مهم نيست، شكوه بي پايان آسمان شب مي تواند تمام وجود يك منجم آماتور را فرا گيرد و او را كه مدام در طول روز با مشكلات روزافزون زندگي شهري دست به گريبان است، لحظه اي فارغ كند.
بازيگر آماتور
از نظر ايرج راد
آقاي ايرج راد من در نمايش شما (باغ شبنماي ما ) سه گروه مي بينم يك گروهكه آماتور هستند گروه ديگر كه نيمه حرفه اي هستند و گروهي كه حرفه ايند اين سه گروه با هم نمايشي را شكل داده اند .شما به عنوان ايفاگر نقش اصلي نمايش آيا به مشكلي در رابطه با بازيگران نيمه حرفه اي و آماتور برنخورده ايد ؟
ما بايد سعي كنيم در چنين تركيبي خودمان را تطبيق بدهيم البته بديهي است وفتي يك حرفه اي با يك آماتور بازي كند بده بستانها در يك جاهايي سخت مي شود اما من فكر ميكنم وقتي چنين ترتيبي را داريم بايد سعي بر اين باشد كه آنكه كم تجربه تر است احساس راحتي و آزادي بكند تاحد اكثر توان خودش را به كار گيرد و نه اينكه به گونه اي عمل كند كه از توان واقعي خودش هم دور شود و يعني آنقدر احساس راحتي بكند كه نهراسد اگر فضايي صميمي در حين تمرين و اجرا حاكم باشد آن صميميت يك گيرايي دارد كه به بازيگران كم تجربه كمك ميكند .
نمايش عروسكي آماتور
از نظر بهروز غريب پور
بحث پيرامون تقسيم بندی گروههای حاضر در جشنواره به گروههای حرفهای، نيمه حرفهای، آماتور، دانشجويی و شهرستان را اتفاقی مثبت میداند و میگويد: «آماتور از عشق آمده است. من اينجا عنوان میكنم و پای اتفاقات پيش آمده آن نيز میايستم. من بهروز غريب پور هنرمند آماتور هستم.» او در ادامه می افزاید «بنا بر این آماتور به معنای ضعیف و سست نیست بلكه به معنی گروه هایی است كه عاشقانه به نمایش عروسكی یا اساْ دنیای هنر می نگرند.»
وی ادامه میدهد: «حرفهای يك بار منفی نيز با خود دارد: كليشهای بودن و برای كسب درآمد كار كردن» اومیگويد «تنها تعداد كمی از هنرمندان ما در دسته بندی به صورت حرفهای قرارمیگيرند. افرادی هستند كه 25 تا 30 سال از عمر خود را صرف تحصيلات نمايش عروسكی كردهاند. اما گروه نيمه حرفهای اين علاقمندی را دارند اما تسلسل و پايداری برای حضور آنان در اين عرصه به وجود نيامده است. هنوز جذب مكانهايی نشدهاند كه شغلی داشته باشند.
نويسنده حرفه اي و آماتور
از نظر ويليام پِدِن
واقعيتى كه نمىتوان از آن فرار كرد اين است كه توفيق در نوشتن شباهت زيادى به توفيق در هر حوزه ديگر دشوار و تخصصى تلاش انسانى دارد. به گمان من اين توفيق اساساً توانايى، قريحه و استعداد فردى است كه با خود را وقف هدف خودكردن، باور داشتنِ خود و ميلى سيرىناپذير براى موفق شدن همراه شده است. اين توفيق مستلزم گذراندن يك دوره طولانى كارآموزى است كه طى آن شخص مبانى هنر يا صنعت خود را ياد مىگيرد؛ ساعت ها، روزها، ماه ها و اغلب سال ها تلاش خسته كننده و بىپاداش، توجه دايم و وسواسى به جزييات؛ آغازهاى كاذب، آزمون ها و خطاها؛ ساختن و ويران كردن؛ ترديد و نوميدى، و باز كار سخت، جلسات طولانى و فرساينده تجربه و تمرين پيش از وارد شدن به همان كار اصلى.
بديهى است كه بعضى نويسندگان تازه كار بسيار سريع تر از ديگران مهارت ها را كسب مىكنند، چون از قريحه يا نبوغ بيشترى برخوردارند. ترومن كاپوتى، زمانى كه هنوز ريش و سبيل درنياورده بود، چنان مهارت هاى فنى نفس گيرى كسب كرده بود كه بسيارى از نويسندگان حرفه اى براى به دست آوردن آن ها سال ها عرق ريخته بودند. اما به رغم اين قبيل تفاوت هاى فردى، ادبيات تنها حوزه مهم تلاش انسانى است كه بسيارى از مردم احساس مىكنند حق دارند در آن موفق شوند، صرفاً به اين دليل كه سخت مىخواهند كه موفق شوند. فقط يك آدم بسيار ساده دل يا خام انتظار دارد، بدون سال ها تدارك و مطالعات تخصصى، پزشك، مهندس يا فيزيكدان برجسته اى شود، با اين همه بسيارى از نويسندگان جوان چنانچه در يك چندمِ زمانِ لازم براى تبديل شدن يك دانشجوى پزشكى به يك پزشك، يا ورود يك بازيگر خوب بيسبال به ليگ هاى بزرگ به موفقيت دست نيابند نوميد يا خشمگين مىشوند. همان طور كه ارسكين كالدول در مقاله اش درباره نويسندگان و نويسندگى كه اخيراً منتشر شد نوشته است، "وقتى به يك نويسنده گفته مىشود كه براى آماده كردن خود همان قدر به مطالعه، كارآموزى، و پشتكار نياز دارد كه يك حقوقدان يا پزشك وقف حرفه خود مىكند« آيا چيز خيلى زيادى از او خواسته شده است؟
هر قدر هم اين واقعيت را مؤكداً تكرار كنيم باز كم است: يك نويسنده بايد بتواند و بخواهد همان فداكارىهايى را بكند كه توفيق جويان در هر حوزه ديگرى مىكنند و در غير اين صورت بايد قابليت ها و توانايىهاى خود را به حوزه ديگرى منتقل كند. او بايد صدها ساعت خواندن و نوشتن، و مشاهده و بررسى را ثبت و ضبط كند تا بتواند هنر خويش را به كمال برساند. درست مانند يك بازيكن آماتور بيسبال يا فوتبال كه علاوه بر بازى كردن در ميدان، ساعت هاى زيادى را به بررسى، مشاهده، و اجراى حركات بازيكنان حرف هاىِ معروف اختصاص مىدهد، هر نويسنده جوان نيز بايد مرتباً از مطالعه دقيق، منضبط و تحليلى آثار ادبى بزرگ درس بگيرد. هنر رشته اى بسيار بسيار بلند و زمان درگذر است، و يكى از بهترين راه هاى نيلِ يك آماتور به منزلت حرفه اى آن است كه در هر روزى از زندگى خود چيزى ياد بگيرد. نويسنده آماتور علاوه بر آنچه لاجرم از آزمون و خطا مىآموزد، چنانچه اراده كند بزرگترين آموزگارانى را كه هر دانشجو در رؤياى خود مىتواند تصور كند در اختيار دارد كه مىتواند از آنها كمك بگيرد - همان نويسندگانى كه با آثارشان بر غناى حوزه مورد توجه او در ادبيات افزوده اند همه مسائل و مشكلات فنى را كه روياروى او قرار خواهند گرفت قبلاً نويسندگانى بهتر از آنچه اميد رسيدن به آنها را در سر مىپرورد حل كرده اند؛ تمامى الهام و راهنمايى و انگيزه اى كه او نياز دارد، در داستان ها، رمان ها و اشعار منتشر شده اى كه او رؤياى نوشتن آنها را در سر دارد يافت مىشود.
استانيسلاوسکي يك آماتور
استانيسلاوسکي يک آماتور و پسر يک مالک ثروتمند کارخانه نساجي بود. به پيشنهاد او يک تماشاخانه براي او ساخته شده بود که در آن ميتوانست فارغ از هر چيز ماهها روي يک نمايش کار کند. اگرچه ديگران متقدم تراز او بودند، اما با او بود که فرهنگ تئاتري شکوفا شد و الگوهاي گذشته را شکست. انفجار بزرگ تئاتر قرن بيستم با تلاش خستگي ناپذير او به عنوان کارگردان مبدع، بازيگر همواره کنجکاو پايهگذار روش آموزش، محرک متمردين، پايه گذار لابراتوارها، محافظ ديگر اصلاحگرايان(گوردون کريگ که امکان توليد هملت را براي او فراهم آورد و ماير هولد که ورودش به استوديو را خير مقدم گفت) او منحصر به فرد نبود. بازيگران و کارگردانان ديگري نيز بودند که هنوز خود را براساس تصورات شخصي و عصري که تغييرات صنعتي و تکنولوژيکي به وجود آورده باشد،
اما در عكاسي
به نظر من عکس حرفه ای و آماتور نداریم بلکه عکاس حرفه ای و آماتور داریم. در مورد خوبی و بدی و نقاط قوت و ضعف یک عکس می توان صحبت کرد نه درحرفه ای یا آماتور بودن آن . به طور کلی آماتور به کسی می گویند که کاری را از روی ذوق و علاقه انجام می دهد. حرفه ای هم به کسی می گویند که کاری را پیشه و حرفه خود می سازد و به زبان ساده تر از طریق آن نان می خورد .عکس خوب گرفتن ربطی به حرفه ای یا آماتور بودن ندارد .نه آماتور بودن باعث افتخار یا شرمساری است نه حرفه ای بودن. این وسط تفاوتی که وجود دارد این است که از یک حرفه ای بیشتر از یک آماتور انتظار می رود چرا که فرصت بیشتری برای انجام کار خود دارد و اشتباه و خطا در کارش کمتر قابل قبول وجبران است. یک حرفه ای به خاطر حجم کار زیاد ،موقعیت ها و نیازهای متنوع و شرایط کاری که دارد به وسایل با دوام تر و پیشرفته تری نیاز دارد واز طرف دیگر به دلیل درآمدی که از این راه بدست می آورد می تواند این وسایل بادوام ، پیشرفته و بالطبع گرانتر را راحت تر تهیه کند.وقتی می گوییم آماتور منظورمان بی تجربه یا تازه کار بودن نیست بلکه منظور این است که شخص فقط از روی عشق و علاقه اینکار را انجام می دهد(متاسفانه این روزها به چیزی که کمتر از همه می توانیم برسیم همین علاقه مان است). دوربین آماتور یعنی دوربینی که مناسب فرد آماتور است و دوربین حرفه ای یعنی دوربینی که مناسب حرفه ای ها ست. یک آماتور می تواند دوربین حرفه ای بخرد و یک حرفه ای می تواند دوربین آماتور بخرد اما امکان دارد اولی هزینه بیجا کرده باشد و دومی به زودی مجبور شود دوربین دیگری بخرد. همه چیز به شرایط خود فرد بستگی دارد.
اما خیلی کم پیش می آید که یک آماتور در شرایطی قرار بگیرد که نیاز به خریدEOS 1Ds mark II پیدا بکند و یا یک حرفه ای کارش با 300D راه بیافتد
اما اينان همه مقدمه اي بود تا به بحث صداپيشگان آماتور برسيم
در زماني نه چندان پيش چند كارتون دوبله در بازار پخش شد كه با استقبالي گسترده روبرو شد ابتدا شايعاتي در گرفت كه اين كار ها در خارج از كشور و توسط يك گروه حرفه اي با امكانات پيشرفته دوبله مي شود پس از مدتي معلوم شد كه خير نه از امكانات پيشرفته خبر است نه از گروهي حرفه اي
چند جوان كه عاشقانه به هنر دوبله عشق مي ورزيدند و به هر دليلي كه جاي بحث در اين مقام ندارد نتوانستند راه به ميان حرفه اي ها ببرند تصميم گرفتند كه خود آماتور گونه اقدام به دوبله چند كارتون نمايند تا هم خود را محكي بزنند و هم راه را .
پس شروع كردند اين امر به هر دليل به مذاق بزرگان خوش نيامد پس بر خلاف ديگران كه دست همكاري بسمت آماتورها دراز مي كردند و از هرگونه كمك به آنها مضايقه نمي كردند دوستان شروع به مخالفت و تحريمي غير منطقي نمودند.
دوستان همانطور كه در بالا ذكر شد در هر هنر و صنعتي دو دسته وجود دارد يكي حرفه اي ها و ديگري آماتورها
حرفه ايها از حرفه شان كه همان و تنها راه منبع درامدشان است و ديگر ذوق و علاقه در آن نقش اصلي را ندارد استفاده مي برند اما آماتورها تنها به علت ذوق وعلاقه به آن كار اقدام مي نمايند و در اين راه تنها چيزي كه برايشان ارزش ندارد بحث مالي آن است .
اما چه اشكال دارد كه همانطور كه ما فيلم ساز آماتور ، كارگردان آماتور و بازيگر آماتور داريم حالا نيز دوبلور آماتور داشته باشيم و همانطور كه براي آنها جشنواره و مسابقه و كلاس آموزشي برگزار مي كنيم براي اينان نيز جشنواره و مسابقه و كلاس آموزشي برگزار كنيم به هر ما انسانيم و فنا پذير شايد از ميان اين آماتورها باز هم بزرگاني چون مظفري ، مدقالچي و جليلوند سر برآورد آنگونه نباشيم كه همچون آن عطار يزدي كه هرچه در هنگام مرگ از او خواستند كه بگويد حد اقل به شاگردش كه خود بزرگش كرده بود راز پماد سوختگي اختراعيش را ( هنوز كه هنوز است اين پماد سوختگي و معجزاتش در ميان ما يزدي ها معروف است به اين پماد پماد ولي گفته ميشد و كسي نتوانسته بفهمد آن پماد چگونه و با چه فرمولي تركيب و ساخته مي شد ) لب از لب فرو بست تا مرد
اميدوارم در نظر داشته باشيد اين بحث و بحث هاي مشابه براي جلوگيري از بروز سوئتفاهمات و نشانده پويايي و زنده بودن اين انجمن مي باشد غرض تنها بحث و گفتگوست و لا غير
ارادتمند كوچك شما
محسن صادقيان











